previous pauseresume next

رژیم درمانی

پيشگفتار مؤلفين:

امروزه اصلاح وضعيت تغذيه و رژيم‌درماني بيماران، بخش انكارناپذير و مهمي از درمان بسياري از بيماري‌ها به حساب مي‌آيد و حتي در بسياري ار بيماري‌هاي غيرواگير اصلاح رژيم و تجويز رژيم‌هاي غذائي –درماني تنها راه درمان و يا حداقل اولين توصيه و دستورالعمل درماني محسوب مي‌گردد.

بهرحال در قرن بيست و يكم اهميت رژيم درماني بعنوان بخش مهم فرآيند درمان بيماري‌ها امري است اثبات‌يافته، اما آنچه امروزه در بسياري از محافل علمي به ويژه در كشورمان مورد بحث و چالش است اين است كه "رژيم درماني" در حوزه مسئوليت و وظايف كيست؟ آيا تنها كارشناسان و متخصصين تغذيه مي‌توانند بدين امر مبادرت نمايند؟ يا پزشكان نيز در مواقع برخورد با يك بيمار نيازمند به رژيم مي‌توانند به تجويز رژيم‌هاي درماني بپردازند؟

اينكه از لحاظ "مباحث حرفه‌اي و صنفي"، رژيم درماني وظيفه كيست يا از حقوق حرفه‌اي چه صنفي از جامعه پزشكي است، سوالي است كه جايگاه آن در اين مقدمه نيست و مسئولين و سياستگذاران امر بهداشت و درمان در جامعه بايستي بدان بپردازند. اما آنچه مسلم است و در تمام جهان نيز پذيرفته شده است، "پزشك" بعنوان حلقه اول در زنجيره درمان بيمار بايستي احاطه و آشنايي با ابعاد و زواياي درماني بيمار داشته و برآيند اين ابعاد را در راستاي درمان نهائي ترسيم نمايد. اگرچه بطور اصولي وظيفه رژيم درماني مرتبط با كارشناس و متخصص تغذيه بوده و شايسته است ارجاع بيمار در راستاي رژيم درماني به اين كارشناسان انجام گيرد ولي شاهد آن هستيم كه اين وظيفه امروزه، منحصر به كارشناسان رژيم درماني نشده و بسياري از پزشكان عمومي با مجوز از مراجع قانوني خود مبادرت به اين امر مي‌نمايند.

اين در حاليست كه در برنامه درسي و آموزشي پزشكان عمومي در مقطع پايه، آموزش تغذيه و رژيم‌درماني به هيچ وجه از كفايت لازم برخوردار نبوده[۱]و اين مباحث كه تماماً جنبه تئوريك داشته عمدتاً از محفوظات ذهني يك پزشك در زمان فارغ‌التحصيلي و پس از آن خارج گرديده و پزشكان عمومي در هنگام آغاز فعاليت حرفه‌اي خود به آموزش تغذيه و رژيم درماني احساس نياز مي‌نمايند.

نويسندگان اين كتاب قصد دارند تا بر اساس نياز مذكور نوشتاري را ويژه پزشكان در جهت آموزش رژيم درماني به اين گروه تقديم نمايند. اگرچه منابع و كتب آموزشي مربوطه امروزه، فراوان در دسترس مي‌باشد ليكن هيچ يك به آموزش رژيم درماني از لحاظ حرفه‌اي به گروه خاص "پزشك" نپرداخته‌اند.

آنچه در اين نوشتار در پيش روي مخاطبين محترم مي‌باشد آموزش و يا در واقع خودآموزي رژيم درماني بطور مشروح و كامل بوده و رژيم درماني را از يك مبحث صرفاً تئوريك و سنتي (يعني ارائه يك برگه كاغذ كتبي از سوي رژيم درمانگر به بيمار خارج نموده و ارتباطي فعال و پويا بين اين دو طرف برقرار مي‌نمايد.)

دليل بر اين امر اين است كه در اين كتاب بطور ويژه به مبحث آموزش بيمار آن هم بطور فعال و پويا از سوي رژيم درمانگر پرداخته شده است.

آموزش بيمار در تمام ابعاد علمي و پويا شامل ساختار جلسات آموزشي، پرسش‌هاي آموزش، محتواي آموزش، استراتژي‌هاي آموزشي و فعاليت‌هاي يادگيري، ارزيابي آموزش و ... بطور كامل مورد بحث قرار گرفته و در واقع آموزش بيمار مقدم بر رژيم درماني كلينيكي مورد عنايت قرار گرفته است. چرا كه نگارندگان اين نوشتار معتقدند ايجاد يك رابطه پويا و آموزشي ميان بيمار و رژيم درمانگر در بسياري از مواقع بيمار را از توصيه‌هاي صرفاً تئوريك و كتبي رژيم درماني بي‌نياز نموده، پيروي از رژيم درماتي را در بيمار تبديل به عادات و شيوه زندگي مي‌نمايد و اين همان چيزي است كه در رژيم‌هاي صرفاً تئوريك و كتبي رعايت نمي‌گردد و پس از مدت كوتاهي بيمار را از پيروي از رژيم خسته و مشكل را دو چندان مي‌نمايد. مبحث تداخل دارو و غذا نيز از ديگر ويژگي‌هاي اين كتاب رژيم درماني است كه كار پزشكان محترم را در فرآيند تجويز رژيم درماني آسان مي‌نمايد.

مطالعه اين كتاب به دانشجويان و كارشناسان و متخصصين تغذيه نيز توصيه مي‌گردد چرا كه همانطور كه ذكر شد ويژگي‌هاي منحصر به فرد اين نوشتار بويژه "آموزش تغذيه به بيماران" براي كار حرفه‌اي آنان بسيار سودمند و تعيين‌كننده خواهد بود.

در پايان لازم است تا از همه زحمات و همكاري‌هاي همكاران مركز مطالعات و توسعه آموزش پزشكي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان، بخصوص سركار خانم صديقه يزداني و جناب آقاي علي رحيمي كه بطور ويژه ما را در تدوين اين كتاب ياري فرمودند صميمانه سپاسگزاري و تقدير گردد.

 

خدايا چنان كن سرانجام كار                            تو خشنود باشي و ما رستگار

 

"نويسندگان كتاب"




[۱]نيازهاي آموزشي پزشكان عمومي درباره رژيم درماني ... (مجله ايراني آموزش در علوم پزشكي اسفند ۱۳۹۰: ۱۱ (۹))